هم وابستگی و رها کردن

آیا کارهایی را که وظیفه دیگران است و یا آن­ها خودشان می­توانند انجام دهنـد، شـما برایـشان انـجام می­دهید؟ آیا فکر می­کنید شما مسئول تغییر دادن دیگران هستید؟ آیا آنقدر روی رفع مشکلات و نیازهای دیگران تمرکز می­کنید که وقتی برای خودتان باقی نمی­ماند؟ اگر پاسختان به این سوال­ها مثبـت اسـت بهتر اسـت کمــی بیـشتر با مفهوم هم­وابستگی آشنا شوید.

هم­وابستگی به یک وضعیت هیجانی یا رفتاری گفته می­شود که در آن ما توانایی برقرار کردن رابطه ­ای سالم که هر دو طرف از آن رضایت داشته باشند را نداریم. به آن “اعتیاد ارتباطی” هم گفته می­شود. زیرا باعث روابطی می­شود که یک­طرفه، مخرب و سوء استفاده­ گر هستند. این نوع رابطه از طریق مشاهده و تقلید از اعضای خانواده که این رفتار را نشان می­دهند یاد گرفته می­شود و می­تواند به راحتی به فرزندان ما منتقل شود. پس بهتر است برای آینده فرزندانمان مطمئن شویم که الـگوی چنـین روابـطی نـیستیم. هـم­وابستگی معمولا بر همسر، پدر و مادر، خواهر و برادر، و فرزند فرد وابسته به مواد اثر می­گذارد. در این روابط ما خود را مسئول حمایت و درمان فرد وابسته می­دانیم و سعی می­کنیم او را در برابر آسیب­های ناشی از اعتیاد محافظت کنیم. اما این هم­وابستگی همیشه به بخشی از مشکل تبدیل شده و در طولانی مدت نه تنها رفتار اعتیادی را تقویت می­کند، بلکه مانعی برای بهبودی نیز می­شود.

توجه کردن به دیگران چیز بدی نیست، اما بین توجه نمودن و کمک کردن به کسی که نیازمند کمک است با متمرکز کردن تمام توجه خود به نیازهای یک فرد تفاوت وجود دارد. ما باید قبول کنیم که دلمشغولی­های ما به کسی کمک نمی­کند. کمک کردن به خود و دیگران حاصل یک رابطه سالم است، نه توجه وسواسی.

اما نقطه مقابل هم­وابستگی چیست؟ می­توانیم آن را رها کردن بنامیم، رها کردن رفتارهای ارتباطی ناسالم و توجه وسواسی به دیگران. اهمیت رها کردن در یک رابطه ناسالم این است که هر دو نفری را که در دام وابستگی وسواسی گرفتار شده­ اند آزاد کنـد. رهـا کـردن به معنـی بـی­ اعتنایی به یک فرد عزیز نیست. بلکه یعنی ما از روی محبت و علاقه، تـوجه وسـواسـی را از روی او برمی­داریم. به معنی نگاه کردن به زندگی خود و نیازهای خود بطور صحیح و از روی قدردانی است.

اینکه به دیگران اجازه دهیم خودشان امور مربوط به خویش را انجام دهند، و کاری که باید انجام دهند را ما برایشان انجام ندهیم یعنی رها کردن. ایجاد یا پیشگیری نکردن از یک بحران وقتی که دخالت در آن وظیفه ما نیست یعنی رها کردن. وادار نکردن دیگران برای انجام امور زندگی بر طبق تمایلات ما یعنی رها کردن. رها کردن از سر بی ­مهری نیست، بلکه فقط به دست گرفتن کنترل اموری است که باید تحت کنترل ما باشند. رها کردن به این معنی نیست که از دیگران دوری کنیم، بلکه به این معناست که به روشی خوب، قابل قبول و غیرکنترل­ کننده با آن­ها ارتباط داشته باشیم. رها کردن یعنی ما با افراد مهم زندگی خود ارتباط نزدیک داشته باشیم، اما به آن­ها وابسته وسواسی نباشیم.

ما در یک رابطه هـم­ وابسته سعی می­کنیم فرد دیگر را تغییر دهیم، اما واقعیت این است که باید خودمان تغییر کنیم. ما می­توانیم یاد بگیریم بدون اینکه منفعل باشیم خودمان را کنار بکشیم. می­توانیم یاد بگیریم که کنترل افکارمان را بدست بگیریم و اجازه ندهیم ما را به هرجایی که می­خواهند ببرند. می­توانیم بیاموزیم کاری که دیگران خوشان باید انجام دهند را ما برایشان انجام ندهیم. یاد بگیریم دیگران را رها کنیم تا با نتیجه اعمالشان روبرو شوند.

باید بپذیریم که مسئولیت بیماری یک فرد وابسته به مواد فقط و فقط با خود اوست. ما نه مسبب بیماری او هستیم و نه می­توانیم او را درمان کنیـم. هـربار کـه ما قـدم پیـش مـی­گذاریم و به دنیای آشفته­ ای که او برای خود ساخته وارد می­شویم و تلاش می­کنیم که آن را درست کنیم، درواقع در حال بدتر کردن و آشفته ­تر کردن دنیای او هستیم.

اینکه بپذیریم مسئول رفتار و عملکرد دیگران نیستیم و یاد بگیریم هرچیزی که به ما مربوط نمی­شود را رها کنیم، سریع­تربن، ساده­ ترین و مفیدترین تغییری است که می­توانیم در زندگی خود ایجاد کنیم. ما مرکز دنیای دیگران نیستیم.

تا وقتی در اجرا کردن صحیح رها کردن مهارت پیدا نکرده ­ایم، همیشه فکر می­کنیم که با اینکار همه چیز متلاشی می­شود. اما مطمئن باشید که این اتفاق نمی ­افتد. با تمرین کردن می­توانید به این حقیقت برسید.

پیشنهادات

این شعار را همیشه به یاد داشته باشید: زندگی کن و بگذار دیگران زندگی کنند

در جلسات توانمندسازی خانواده شرکت کنید

در مورد هم­وابستگی مطالعه کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *